محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
85
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
( 1 ) سوگند بر نيّت سوگند دهنده است ؛ يعنى هر كه سوگند مىخورد و در دل تأويلى مينهد و نيّت چيزى ديگر كند تا سوگندش دروغ نشود سوگندش هم دروغ شود زيرا كه سوگند بر نيّت كسى است كه سوگند ميدهد . 203 - الحلف حنث أو ندم . ( 2 ) سوگند يا دروغ شود يا پشيمانى آورد ؛ يعنى عظمت خدا بدانيد و فرمانش عظيم داريد و بهر چيزى و هر ساعتى نامش بر سبيل سوگند بر زبان مرانيد قال اللَّه تعالى : وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ يعنى خداى تعالى را نشانهء سوگند مكنيد و تعظيم بعضى فرشتگان اينست كه : « ما أعظم شأنك » يعنى پادشاهى كه پادشاهى او را سزاوارست و منزّهى و دورى از وصفهاى ناسزا ، چه عظيم ، و بزرگ است شأن و خطر « 1 » تو ؛ خداى تعالى گويد كه : آن بنده نميداند كه به هيچ حال سوگند خوردن باندك نميدارد . پارسائى ابليس عليه اللّعنه را ديد گفتش : ترا دوست دارم چه فرمائى و چه دوست دارى تا آن كنم ؟ - گفت : بسيار خور و نماز را بوقت مگذار ، مرد عهد كرد كه نماز را بوقت نگاه دارد و نيز سوگند بر دهان نگيرد . 204 - السّلام تحيّة لملّتنا و أمان لذمّتنا . ( 3 ) سلام آفرينست ملت ما را ، و امانست ذمّت ما را ؛ يعنى چون بر ديگرى رسد و سلام كند گوئى كه بر وى آفرين كرده باشد و از شرّ خويشتن ايمن كرده باشد ، و اگر جواب شنود همين حال يافته باشد . و حضرت مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و أمير المؤمنين على عليه السّلام چون مؤمنى را ديدندى بسلام پيشدستى كردندى و حضرت مصطفى عليه السّلام كنيزكى را ديد كه سبوئى بشكسته بود و از بيم كدبانوى
--> ( 1 ) خطر بفتح خاء و طاء بمعنى قدر و منزلت است و بمعنى نزديك بودن به هلاكت نيز ؛ و در اين شعر از رائيهء معروفهء تهامى كه در مرثيهء پسرش گفته هر دو معنى جمع شده است : « الهون في ظلّ الهوينا كامن * و جلالة الاخطار في الاخطار » و شاعر فارسى نيز هر دو معنى را در اين بيت جمع كرده : از خطر خيزد خطر زيرا كه سود ده چهل * بر نبندد گر بترسد از خطر بازارگان